وب سایت فرهنگی مذهبی مهدی الامم

سید حسنی، یمانی، سفیانی، دجال

سید حسنی، یمانی، سفیانی، دجال
زمان انتشار :
دوشنبه 20 آذر 1391 | 14:02
توضیح دربارۀ سید حسنی، یمانی، سفیانی، دجال

بسم  الله الرحمن الرحیم

سید حسنی کیست؟

با مراجعه به روایات وارده و کتب وارده و کتب مربوطه اجمالاً آنچه در مورد سید حسنی با یاری آن حضرت است.

سید حسنی طبق فرمودۀ امام صادق در حدیث مفضّل، جوانی خوش سیما ست که از سرزمین دیلم یکی ازبلادهای گیلان.و قزوین قیام می نماید و با صدای بلند فریاد می کند که به فریاد آلمحمد برسید که از شما یاری می طلبد. او دعوی باطل ندارد و ادعای مهدویت یا نیابت امام زمان بودن را ندارد و مردم را به نفس خود دعوت نمی کند و از شیعیان خُلّص ائمه اثنی عشر و تابع دین حق است و در بین مردم مطاع و بزرگ و رئیس است و گفتار و کردار موافق با شریعت حقّه خاتم الانبیا محمد صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم است، در زمان او کفر و ظلم عالم را فرا گرفته و مردم از دست ستمگران و فاسقان در اذیت و آزار به سر می برند. در چنین شرایطی سید حسنی برای نصرت دین استغاثه می کند، پس مردم او را اجابت نمایند. خصوصاً گنجهای طالقان که از طلاء و نقره نباشند، بلکه مردان شجاع و قویدل و مسلح و مکمّل که بر سواریها سوارند، در اطراف او جمع شوند و جمعیت او روز به روز زیاد می شود. او مانند سلطان عادل در میان شان حکم و رفتار نماید و بتدریج بر اهل ظلم و طغیان غالب آید و از دیلم تا کوفه را از لوث و جود ستمگران و کافران پاک نماید و در بین راه خود در قم توقف چهل روزه دارد و جنگ سختی بینشان درمی گیرد و کثیری از مردم قم کشته می شوند وسرانجام سید حسنی بر آنها غالب می شود.

چون با اصحاب خود وارد کوفه شود و آن منطقه را تحت حکومت و سیطرۀ خود د رآورد به او خبر دهند که حضرت بقیة الله العظم ظهور کرده و از مدینه به کوفه تشرف آورده است،پس سید حسنی با اصحاب خود به محضر آن حضرت مشرف می شوند و آن حضرت مطالبۀ دلایل امامت و مواریث انبیا علیه السّلام را می نماید، امام صادق علیه السّلام می فرماید: به خدا سوگند که آن جوان آن حضرت را می شناسد و می داند که او بر حق است،لیکن مقصودش این است که حقیقت او را بر مردم و اصحاب ظاهر کند، پس آن حضرت دلایل امامت و مواریث انبیا را برای او ظاهر نماید و معجزاتی از او صادر شود. در آن هنگام، سید حسنی و اصحابش با آن حضرت بیعت خواهند کرد، مگر عده ای از طرفداران که زیدی مذهبند که همۀ دلایل و معجزات را حمل بر سحر نمایند،امام آنها را نصیحت می کند و تا سه روز مهلت می دهد، چون موعظه در ظاغوتها اثر نمی کند، امر می فرماید که همۀ آنها را کردن بزنند، حالِ آنان شبیه حال خوارج نهروان است که قبلاً در صفین جزء لشکر علی بن ابی طالب بودند و سپس مخالفت کردند، در پایان سید حسنی به طرف مکه می رود و مردم مکه او را می کشند و سرش را به شام می فرستند. شرح حال سید حسینی حاصل مطالبی است که در کتب ذیل مشاهده شد:

بحار،ج52،ص301،ج53،ص15؛ جهان در آینده از ص146به بعد؛ منتهی الامال،ص337 و مهدی موعد،ص1163 و کتب دیگر.

یمانی کیست؟

 یمانی یکی از رهبران بر حق است که به حمایت حضرت مهدی علیه السّلام خروج می کند و با سفیانی می جنگد.

الزام الناصب،ج2، ص160

قیام او یکی از علائم حتمیه بشمار می آید. امام صادق علیه السّلام فرمود: سفیانی و خراسانی و یمانی در یک سال و در یک ماه یک روز خروج می کنند و هیچ پرچمی مانند یمانی به هدایت نزدکتر نیست،زیرا یمانی مردم را به حق دعوت می کند، و شما را به سوی صاحب تان دعوت می کند، وای بر کسی که با او مخالفت و دشمنی کند. وقتی یمانی قیام کند فرش اسحه به حرام است،آنگاه که خروج کند به سوی او بشتاب که پرچم او پرچم هدایت است. بر هیچ مسلمانی، سر پیچی از او جایز نیست اگر کسی چنین کند، اهل آتش خواهد بود، زیرا که او مردم را به حق و به راه مستقیم دعوت می کند.

بشرت الاسلام،ص93،به نقل از غیبت نعمانی.

در کتاب بشارت الاسلام آمده است:  آنگاه فرمانروایی از صنعاء به نام حسن یا حسین، قیام می کند و با قیام او فتنه ها از میان می رود، او خجسته و پاک ظاهر می شود و در پرتو او از بین می رود و حق بعد از پنهان شدن به وسیلۀ او آشکار می شود.

بشارت اسلام، ص 187

آنچه در مجموع از روایات استفاده می شود،این است که یمنی در پی نبردسفیانی با وی وارد عراق می شود. نیروهای یمنی و ایرانی ( که به رهبری خراسانی و فرماندهی شعیب بن صالح عمل می کنند) برای رویارویی با سفیانی وارد عمل می شوند. از روایات چنین بر می آید که نقش نیروهای یمن در نبرد سفیانی نقش پشتیبانی از نیروهای ایرانی است،زیرا از لحن اخبار استفاده می شود که طرف در گیربا سفیانی،مردم مشرق زمین؛ یعنی یارن خراسانی و شعیب بن صالح هستند، گویا یمنی ها پس از یاری رساندن به آنان به یمن برمی کردند.

علی کوثری،عصر ظهور،ص 160

به هرحال، یمنی از نیکان و شیعیان بوده و قیام او زمنه ساز قیام حضرت مهدی و بسیار نزدیک به ظهور آن حضرت است. یاران حضرت از یمن اغلب از یاران یمنی هستند.

 سفیانی کیست؟

 سفیانی مردی است بد منظر،آبله رو،چهار شانه و ازرق چشم و اسم او عثمان بن عنبسه و از اولاد یزید بن معاویه است. خروج او یکی از علائم ظهور حضرت مهدی علیه السّلام است او ا ز وادی یابس،یعنی بیابان بی آب علف،بین مکه و شام خروج می کند،پس از خروجش به سرعت پنج شهر دمشق،حمص قنسرین،فلستین و اردن،را تصرف می کند،سپس لشکر بسیار به اطراف می فرستد و کثیری از لشکر او به سمت کوفه و بغداد می روند وقتل و غارت و بی حیایی بسیار در آن صفحات می کنند،د رکوفه و نجف اشرف قتل و کشتار بیسار دارند سپس لشکر خود را به به دو قسمت تسیم کرده،قسمت دیگر آن را به جانب مدینۀ منوره می فرستد،وقتی به مدینه رسیدند سه روز به قبل عام و ویرانی می پردازنی می پردازند و بعد از آن به سمت مکه روانه می شوند،ولی در بین راه خسف بیداء رخ می دهد و زمین همه را فرو می برد و آن دسته از لشکریانی هم که به سمت شام می رفتند در بین راه با لشکر حضرت بقیة الله علیه السّلام برخورد می کنند و شکست سختی نصیبشان می شود،همگی هلاک می گردند و اموالشان به عنوان غنیمت جنگی نصیب نیروهای امام زمان می شود.

به هر حال، خبر خسف بیداء و شکست نیروها یش به او می رسد، از شام به جانب کوفه حرکت می کند و در آنجا خرابی بسیار دارد و چون حضرت مهدی به کوفه برسد، فرار کرده و سمت شام بر می گردد، ولی حضرت لشکری عظیم به تعقیب او می فرستد و او در صخرۀ بیت المقدس به قتل رسانده و سرش را از بدن جدا می کنند.

محدث قمی، الامال، ص 336

دجّال کیست؟

  در مورد دجال سخن بسیار است، ما نخست سخن معرف را مطرح می کنیم، سپس آنچه را واقعیت و حقیقت دارد، بیان می کنیم: آنچه در توصیف دجال معرف است که وی مردی است کافر،یک چشم بیش ندارد،آن هم در پیشانیش واقع شده و مانند ستاره ای می درخشد، در پیشانی وی نوشته است کافر، بطوری که هر با سواد و بی سوادی آن را می خواند، کوهی از طعام و نهری از آب همیشه با اوست، بر الاغ سفید سوار می شود که هر گامش یک میل راه است، آسمان به دستور وی باران می دهد و گیاه می رویاند، اختیار گنجهای زمین با اوست، مرده را زنده می کند، با صدایی که تمام جهانیان می شنوند ندا می کند: من خدای بزرگ شما هستم که شما را آفریده،روزی می رسانم، بسوی من بشتابید.

در زمان پیامبر اکرم صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم موجد بوده و نامش عبدالله یا صائد بن صید است. پیامبر صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم موجود بوده و نامش عبدالله یا صائد بن صید است. پیامبر صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم و اصحابش به قصد دیدار او به خانهاش رفتند،او مدعی خدایی بود،عمر خواست به قتلش برساند،ولی پیامبر صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم مانع شد تا کنون زنده است و در آخرالزمان از شهر اصفهان قریۀ یهودیه خروج خواهد کرد.

بحار،ج52،ص 197؛ صحیح مسلم،از ص 46 تا 87

از قول تمیم الداری که ابتدا نصرانی بوده و در سنهء نهم هجری اسلام آورده،حکایت کرده اند که گفته است: من دجال را در یکی از جزایر مغرب دیدم که در غل و زنجیر بود .

صحیح مسلم،ج18، ص81

به هر حال،آنچه در ذهن عامیانه از دجال خطور می کند همین است که به آن اشاره شد،ولی چنانکه از ریشهء دجال در لغت استفاده می شود (که به معنای دروغ گوییو حقه بازی است)و از روایات و منابع حدیثی به دست می آید،«دجال» نام شحص و منحصر به فرد خاصی نیست،بلکه عنوانی است کلی برای افراد پر تزویر و حیله گر و پر مکر وحقه باز که برای کشیدن توده های مردم به دنبال خود از هر وسیله ای استفاده می کند و بر سر راه هر انقلاب سازنده ای که در ابعاد مختلف صورت می گیرد ظاهر می شوند،لذا پیامبر صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم در حدیثی چنین می فرماید: اَنَّهُ لَمٛ یَکُنٛ نَبِیُّ بَعٛدَ نُوحٍ اَلاّ اَنٛذَرَ قَوٛمَهُ الدَّجّالَ وَ اِنّی اَنٛذَرٛکُمُوهُ ؛ هر پیامبری بعد از نوح قوم خود را از فتنه ء دجال بر حذر داشت من نیز شما رابر حذر می دارم .

صحیح ترمذی،باب ما جاء فی الدجال،ص 42

مسلّماً انبیای پیشین به مردم عصر خود نسبت به فتنهء دجالی که در آخر الزمان ظاهر می شود و هزاران سال با آنها فاصله دارد هشدار نمی دادند، به خصوص که در پایان حدیث می خوانیم فَوَصَفَهُ لَنا رَسُولُ الله صلّی الله علیه و آله وسلّم فَقالَ لَعَلَّهُ سَیَدٛرِکُهُ بَضٛضِ مَنٛ رَانی اَوٛ سَمعَ کَلامی؛ سپس پیامبر صفات اورا برای ما بیان کرده و گفت شاید پاره ای از آنها که مرا دیده اند یا سخن مرا شنیده اند عصر او را درک کنند».

به احتمال قوی ذیل حدیث اشاره به طاغیان و فریبکاران خطرناکی همچون بنی امیه و افرادی همانند معویه دارد که درلباس «حال المومنین » وعنوان «کاتب وحی» به مکر و فریب و تزویر و بیرون راندن مردم ازصراط مستقیم به سوی آداب و سنن جاهلی و زنده کردن نظام طبقاتی و حکومت استبدادی وخودکامه و روی کار آوردن ناصالحان چاپلوس و جنایتکاران بیباک و کنار زدن صلحا،و فضلا و مردان لایق پرداختند.

در حدیثی دیگر پیامبر فرمود:

لا تَقُوم السّاعَةُ حَتّییَخٛرُجَ ثَلاثُونَ دَجّالُونَ کُلُّهُمٛ یَزٛعَمُ اَنَّهُ رَسُلُ الله

  قیامت به پا نمی شود، مگر آنکه سی نفر دجال که خود را پیغمبر می پندارند،ظاهر شوند.

سنن ابی داود

در حدیث دیگری فرمود:

لا تَقُمُ السّاعَة حَتّی یَخٛرُجَ نَحٛوُ مِنٛ سِتّینَ کَذّاباً کُلُّهُمٛ یَقُو لُونَ انَا نَبِیُّ

 

رستاخیز بر پا نمی شود، مگر آنکه شصت نفر درغگو ظهور خواهند کرد که همه مدعی نبوتند.

بحار،ج 52،ص 209

گرچه در این روایت سخن از دجال نیست،ولی اجمالاًاز آن بر می آید که مدعیان دروغین و فریبکار در آخر الزمان محدود به یک یا چند نفر نخواهند بود .

جالب، اینجاست در کتاب مقدس مسیحیان نیز مکرّراز دجال خبر داده شده و مردم را از او بر حذر داشتند، تا جایی که در غرب دجال به زبان انگلیسی «انتی کریست»(دشمن مسیح) خوانده می شود . در اینجا به بعضی از عبارات مقدس اشاره می کنیم تا معلوم شود که دجال کسی نیست که در اسلام از او سخن به میان آمده باشد، بلکه انبیای پیشین نیز امت خود را از او بر حذر می داشتند،چنانکه از حدیث نبوی مذکور دربالا نیز همین معنا استفاده می شد.

در رساله اول یوحنّا نوشته است:

دروغگو کیست، جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند،آن دجال است که پدر و پسر را انکار می نماید.

رساله اول یوحنا،باب 2،آیهء 22

باز در همان رساله آمده است:

شنیده اید که دجال می آید،الحال هم دجالان بسیار ظاهر شده اند.

همان،آیه 18

یا چنین آمده است:  « و هر روحی که عیسی مجسّم شده را انکارکند از خدا نیست و این است روح دجال که شنیده اید می آید و الان هم در جهان است.

همان باب 4،آیه 3

در رساله دوم یوحنّا آمده است: زیرا گمراه کنندگان بسیار به دنیا بیرون شدند که عیسی مسیح ظاهر شدهء در جسم را اقرار نمی کنند آنست گمراه کننده ودجال. 

رسالهءدوم یوحنا،آیه 7

از این نوع آیات انجیل استفاده می شود که دجال شخص خاصی نیست، بلکه به معنای درغگو و گمراه کننده است،همچنین استفاده می شود که داستان خروج دجال و زنده بودنش، در آن زمان در بین نصارا، شایع بوده و در انتظار خروجش بوده اند.

بنابر این،بعید نیست اصل قضیهء دجال رحمته الله علیه طور اجمال صحیح باشد،لکن تعریفات و توصیفاتی که در باره اش شده،مرک قابل اعتمادی ندارد،بر فرض صحت،بدون تردید با افسانه هایی آمیخته شده و صورت حقیقی خود را از دست داده است . آری می توان گفت:  در آخرالزمان و نزدیک ظهور حضرت صاحب الامر شخصی پیدا می شود که دروغگویی و حقه بازی سر آمد اقرانش است و دردروغگویی بر تمام دجالهای گذشته برتری دارد و با ادعا های پوچش گروهی را گمراه می کند و چنین جلوه می دهد که حیات و آب و نان مردم به دست اوست و مردم نیز به گونهای اغفال می شوند که گمان می کنند،آسمان و زمین در اختیار اوست. در دروغگویی کارش به جایی می رسد که کارهای خوب را بد و کارهای بد را خوب معرفی می کند،بهشت را جهنم وجهنم رابهشت جلوه می دهد،لکن کفرش بر هر با سواد و بی سوادی واضح است .

در بارهء زنده بودن دجال در زمان پیامبر و ادامه حیات او تا عصر ظهور می گوییم: دلیل معتبری نداریم که مثلاً صائدبن صید،دجال موعود از زمان رسول خدا تا حال زنده باشد،زیرا علاوه بر اینکه سند حدیث مربوطه ضعیف است،پیامبر فرمود: دجال واردمکه و مدینه نمی شود،در صورتی که صائدین صید در این دو شهر وارد شده و در مدینه و فات کرد و گروهی از مردم شاهد مرگش بودند.  بحار،ج 52، ص199

بر فرض که پیامبر او را دجال نامیده باشد،دجال لغوی؛ یعنی درغگو نه دجال موعود از علائم الظهور . به عبارت دیگر،پیامبر صَلی الله عَلَیه وَ آله وَ سَلَّم صائد را ملاقات کرد و او را به عنوان یکی از مصادیق دجال به اصحاب خود معرفی کرد و چون بعداً خروج دجال را در آخر الزمان خبر داد، این دو مطلب سبب اشتباه مردم شد و گمان کردند که صائد که پیامبر او را دجال نامیده است،همان دجالی است که باید در آخر الزمان خروج کند و از همین موضوع زنده ماندن و عمر طویل را برایش نتیجه گرفتند. 

دادگستر جهان،ص226

 

 

جستجو
عضویت
اوقات شرعی

اوقات شرعی به افق کرمان

اذان صبح 05:03:06
طلوع خورشید 06:27:31
اذان ظهر 11:36:59
غروب خورشید 16:46:28
اذان مغرب 17:03:59
نظر سنجی
نظر شما در مورد وب سایت مهدی الامم چیست ؟